تبليغاتX
یادداشتهای یک خانم خانه دار

یادداشتهای یک خانم خانه دار

گاه نوشته ها

دنیای مجازی

حیف که وبلاگم دوست دارم وگرنه دیگه پام نه تو بلاگفا نه جای دیگه نمیزاشتم روز به روز بیشتر از این دنیای 

مجازی متنفر میشم بعضی وقتا به خودم میگم مگه آدم عاقلم میاد اینجا البته دور از  جون بعضیا من الجمله خودم 

یه مشت عقده ایه روانی ریختن این تو هر کسی به یه نحوی میخواد خودش اینجا تخلیه کنه چه جسمی چه 

روحی این مینویسم چون میخوام یادم باشه و به بچه هام بگم که آدم سالم نباید بیاد اینجا 

البته آدم حسابیم پیدا میشه نمیخوام به این دسته توهین کنم ولی خودشونم میدونن که مریض روانی هم اینجا 

زیاده به خودم میگم مگه دنیایی  حقیقی چه ایرادی داره که آدم بیاد اینجا اوقاتش سپری کنه 

خیلی خوشحالم که به این نتیجه رسیدم این وبلاگم به خاطر خاطراتی که ازش دارم نگه میدارم و 

گاهی میام مینویسم به خاطر خودم 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 8:16  توسط يه خانم خونه دار  | 

روزاي شيرين

خيلي وقته ننوشتم ديگه وبلاگم تبديل شده به يه وبلاگ متروكه نه كسي سر ميزنه 

نه خودم مينويسم خيلي سرم شلوغه الان يه هفته اي ميشه كه كلا نت نيومدم 

من كه روزي 4-5 بار به وبلاگم سر ميزدم يه هفته تنهاش گذاشتم 

البته خودمم يه كم انرژيم زيادي ميكنه نميتونم تو خونه بشينم 

صبحا كه بچه ها نيستن هر روز يه برنامه واسه خودم ميريزم 

روزاي خوبيه تقريبا ميشه گفت تو اين مدت تغيير و تحول زياد داشتم 

با اين كاري كه دارم ديگه زندگي واسم تكراري نميشه البته نميتونم قول بدم به من اعتمادي نيست

يه دفعه ديدي تكراري شد فعلا كه خوبه 

الانم كه دارم مينويسم واسه اينه كه اين روزام ثبت بشه فرصت اين كه به دوستان سر بزنم ندارم

احتمال زياد ديگه فقط اگر وقت كنم بيام يه چند خطي بنويسم همين اونم واسه دل خودم 

آخه از وبلاگم خيلي خاطره دارم و دوسش دارم 

اميدوارم مشكلي واسم پيش نياد تا بتونم تو كارم موفق باشم 

فقط دوري از يه دوست بعضي اوقات آزارم ميده بعضي وقتا اينقدر ميرم تو فكرش كه شب خوابش ميبينم

همون دوستي كه گفتم به دليل مسائل خوانوادگي مجبور شديم از هم جدا بشيم 

دوباره چند شب پيش خوابش ديدم اومده بود خونمون خيلي دلتنگشم روزا و شباي خوبي با هم گذرونديم 

چه شيطونيا كه نكرديم از بچه هامون شيطون تر خودمون بوديم 

اين نوشتم كه اگر اومد وبلاگم خوند بدونه هنوز به يادشم و دوسش دارم 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 19:11  توسط يه خانم خونه دار  | 

هواي دلچسب

امروز خييييييلي قشنگ بود چه صبح زيبايي بود زير بارون رانندگي كردن شيشه هارو تا ته بدي پايين 

آهنگ سنتي هم گوش بدي زير بارون دوست دارم آهنگ سنتي گوش بدم يه حال و هواي خاصي داره 

خيلي آرومم ميكنه يه آرامش با يه لذت دلپذير آدم شارژ ميشه تا آخر شب تازگيا از هواي ابري خوشم مياد 

ولي الان دلم گرفته نميدونم چرا شايد هواي خونه سنگينه هواي ابري تنهايي نميطلبه بايد يكي كنارت باشه 

تا دلت نگيره اين هفته هفته پر كار و سختي داشتم هنوزم كارام تموم نشده دست تنهايي نميشه سريع 

جمعش كرد خب عجله اي هم ندارم كم كم درست ميشه هوا سرد شد گردش و تفريح جمعه هام تعطيل 


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 17:22  توسط يه خانم خونه دار  | 

خونه تكوني!!!!!

يكي نيست بگه تو اين وضعيت آپ كردنت چيه آخه 

فرشارو دادم بشورن خونه شد عين خونه كوليا وسايلا همه وسط با دو تا تيكه موكت داريم زندگي ميكنيم 

نداريه ديگه فقر ديگه چه كنيم 

به هر كي ميگم دارم خونه تكوني ميكنم ميگه خونه تكوني چه وقتي 

ميگم من هر وقت دلم بخواد كاري ميكنم كاري به زمان ندارم ديگه از فرشام بدم اومده بود خيلي كثيف شده بود

از ديوارا از پرده ها از همش بدم اومده 

خلاصه كه يه هفته ديگه عيد خونمون آخه از شما چه پنهون چند تا تيكه وسايل ميخوام 

اضافه كنم گفتم ديگه تميز بشه كه بعدا نخوام جمع كنم هر چي كمتر باشه راحت تره 

اينجا هم هوا يه دفعه از ديروز كه من فرشام جمع كردم سرد شد 

ديشبم جام عوض شده بود خوابم نميبرد هم سردم بود هم از تخت گرم و نرمم جدا شده بودم 

با بدبختي خودم خواب كردم 

از شانس منم خانمي كه ميومد كمكم مريض شده فعلا در جستجوي كمك هستيم 

امروز دوستم تو باشگاه ميگفت واسه اين كارا كارگر مرد بياري بهتره گفتم چي بگم والا 

تو يه آدم مطمئن پيدا كن من ميارم 

نيروي انتظامي هم تازگيا خيلي فعال شده اين هفته رفته بوديم بوستان 

يه خونواده ي خيلي محترم واسه بچشون تو بوستان تولد گرفته بودن ده نفري بودن مردا بزن برقص راه 

انداخته بودن تا رسيديم گفتم آخ جون تولد دوباره من رسيدم يه جا تولده 

داشتيم صفا ميكرديم كه يه دفعه سر كله آقايون نيرو انتظامي پيدا شد كه جمع كنيد بساطتتون 

اين چه وضعشه خيلي بدم اومد از كارشون اه اه ديگه شورش در آوردن 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 12:8  توسط يه خانم خونه دار  | 

درد نوشت

مال خودمه فقط كسي رمز نخواد لطفا 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 8:16  توسط يه خانم خونه دار  |